<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>موزه، حفاظت و مرمت</title>
    <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/</link>
    <description>موزه، حفاظت و مرمت</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 22 Jun 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 22 Jun 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>تحلیل نقش حقیقی ساختار دریکپارچگی پوشش های محافظ آثار چوبی</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1168.html</link>
      <description>در این مقاله رویارویی نقش حقیقی ساختار آثار چوبی، با یکپارچگی در حوزه حفاظت و مرمت بررسی شده است. بررسی ساختار یکی از علومی است که مورد توجه متخصصان قرارگرفته و تحقیقات بسیاری در سطوح مختلف آن صورت پذیرفته است، ولی امروزه درگستره اقدامات حفاظت و مرمت آثارخلاء توجه به نقش ساختار آثار، بیش از پیش خود‌نمایی می‌کند، لذا توجه به این مسئله، برای توسعه تبیین و تعیین رویکردهای کاربردی، در کنوانسیون های بین المللی تاکید شده است. مقاله حاضر از طریق واکاوی در قوانین و نظریات موجود با بهره‌گیری از روش تحقیق کیفی و تحلیل محتوا به دنبال دستیابی به سطحی از شناخت و تعیین وجوهی از مفهوم یکپارچگی بر اساس مولفه‌ها و زیر بخش‌های آن در توسعه چهارچوب مفهومی است. مفهوم یکپارچگی در تغییرات ساختاری پوشش اشیاء تاریخی چوبی، از مضامین جامعه تحقیقی این پژوهش است. ساختار سطحی آثار تاریخی چوبی که توسط لایه ای از پوشش‌ دهنده محافظت می‌شوند، علی رغم ایجاد استحکام و زیبایی دچار تغییرات متفاوتی می‌شوند و بی-وقفه این تغییرات را بر بدنه اصلی آثارنیز وارد می‌آورند، به ‌منظور کنترل این تغییرات در ساختار فیزیکی، نیاز به انجام فرایند حفاظت و مرمت می‌باشد، که این اقدامات گاها خود باعث بروز آسیب‌های بیشتر و تغییرات ساختاری و یکپارچگی بر روی سطوح پوشش‌دار و بدنه می‌شود. بر این مبنا‌ نتایج بیانگر پایه‌ای از مفهوم یکپارچگی و اهمیت تغییرات ساختاردر پوشش و بدنه آثار چوبی دراقدامات حفاظت و مرمت بدست آمده‌است، لذا این سیر تحول بنیادی در بازشناخت چهارچوب مفهومی یکپارچگی، با پنج مولفه‌ی اصلی، دو وجه "کالبدی" و "معنایی" و سه بعد ،" عمر (زمان )"، " شرایط محیطی (مکان )" و "تغییر" بررسی شد. همچنین این مفهوم درتغییر و تحول دیدگاه‌های ساختاری و یکپارچگی (که قالب معیارهای درونی و معنایی را در تعامل با معیارهای بیرونی و کالبدی قرار می‌دهد )تاثیر دارد و یکپارچگی را عاملی تعیین‌کننده برای ارتباط میان خصوصیات کالبدی و معنایی آثار معرفی می‌نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش های گفتمان میراث در کشورهای شبه جزیره عرب</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1167.html</link>
      <description>پروژه های میراث در کشورهای شبه جزیره عرب از آغاز قرن جدید افزایش پیدا کرد و پرسش پیرامون چیستی میراث و تعارض درباره اینکه چه چیزی &amp;amp;laquo;با ارزش&amp;amp;raquo; است و باید حفظ شود، افزایش یافت. برخی از این تعارض ها ناشی از دیدگاه‌های مذهبی بوده است. به عنوان مثال باستان شناسان در عربستان سعودی آثار و بناهای متعلق به دوران جاهلیت را &amp;amp;laquo;با ارزش&amp;amp;raquo; می دانند و به عنوان میراث در موزه ها جای می دهند در حالی که از نظر مردم مذهبی، این آثار جاهلی نشانگر دوران بت پرستی است و ارزش و مقبولیتی ندارد. اختلاف نظرها درباره ثبت کعبه در فهرست میراث جهانی نیز حاکی از تفاوت‌ها و تعارض‌ها در تعریف ارزش‌های محلی و جهانی است. در این مقاله به چالش های بحث میراث در کشورهای شبه جزیره عربی می‌پردازیم و تعارض ارزش ها (در سبک زندگی بومی/غربی)، منافع میراث (به عنوان عامل توسعه/مانع توسعه)، و دیدگاه ها (مذهبی/سکولار) را در پروژه‌های مختلف میراث دنبال می کنیم؛ تعارض‌هایی که گاهی صورت‌بندی های قومی، طایفه ای، مذهبی و سیاسی به خود می گیرند. در نهایت به این پرسش می‌پردازیم که با وجود این تعارض ها، کارکردهای سیاسی و اجتماعی میراث در کشورهای شبه جزیره عربی چیست؟ روش مطالعه حاضر اسنادی و مبتنی بر &amp;amp;laquo;تحلیل روند&amp;amp;raquo; است؛ یعنی تحلیل روند تاسیس موزه ها، شکل گیری رویدادها و اتخاذ تصمیم‌ها و اجرای فعالیت‌های مرتبط با میراث در بستر تحولات سیاسی و اجتماعی است. نتایج نشان می دهد که برنامه های میراث فرهنگی در این کشورها با وجود تعارض ها در حال توسعه است. مهمترین برنامه ها برای این توسعه عبارت بودند از: توسعه کشفیات باستان شناسی و تلاش برای ثبت در فهرست میراث جهانی یونسکو؛ دوم، تاسیس موزه های مردم شناسانه برای حفظ میراث ملموس و ناملموس سبک زندگی عربی در مناطق کویری و ساحلی؛ سوم، تاسیس موزه های اعتباری (شعبه موزه های جهانی) مانند شعبه موزه لوور و گوگنهایم در امارات. همچنین در این مقاله دستاوردها و نقدهای وارد بر این پروژه ها مطالعه شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی بازتاب‌های فرآیند تفسیر و مولفه‌های شناختی در فهم اثر هنری</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1169.html</link>
      <description>مقولۀ حفاظت، کنشی است تفسیری، و حفاظتگر پیش‌از هرچیز ناگزیر به مواجهه با اثر و درک آن در هیأت مخاطب خواهد بود و به دنبال آن، اثر را در آیینۀ تفاسیر فردی و نیز تفاسیر جمعی که در پوشش قوانین و دستور‌العمل‌های حفاظتی، و در بستر فکری _ زمانی (غالباً با فاصله زمانی قابل توجه از زمان خلق اثر)، برگزیده شده‌اند، به مخاطب می‌نمایاند. در نوشتار پیش روی، تأثیرات فرآیند فهم و تفسیر، در برخورد با یک اثر هنری و نتایج آن در دریافت مخاطب ازآن اثر مورد بررسی قرار گرفته است. باتوجه به نوظهور بودن موضوع تفسیر در حوزۀ حفاظت از آثارهنری، پیش از هرچیز با نگاهی به بنیان‌های نظری چیستی‌شناسی فهم، و مبانی فکری متعددی که هریک بر دو محور ابژه یا اثر، و سوبژه (مخاطب یا فاعلِ دریافتِ اثر) و ارتباط این دو استوار شده‌اند، به معرفی اثرگذار‌ترین ایده‌های بنیادین این مهم در آثار هنری پرداخته شده است و پس از آن، باتوجه به ماهیّت کیفی این پژوهش، نگارنده با به‌کارگیری روش توصیفی‌_تحلیلی وبا بهره‌گیری از اندیشه‌‌های نظریه‌پردازان حوزۀ حفاظت از آثار، این مفهوم را مطرح می‌کند که ماهیت حصول فهمِ یک اثر، مشروط به دخالت ذهنیّت فرد مفسّر(مرمتگر در هیأت نخستین مخاطب اثر مرمتی) است و سنجه‌ای قطعی و حقیقی برای اعتبار بخشیدن به تفسیر وجود ندارد. با این وجود، شناخت نیازهای حفاظتی از یک اثر هنری و نیز دانش بر چیستی فرآیند تفسیر، امکان ایجاد قواعد کارآمد در مرمت، با دراولویت قرار دادن فرآیند تفسیر مخاطب محور، را در آتیۀ این زمینه از هنر فرآهم خواهد آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازنگری مفهوم و جایگاه تصمیم‌گیری‌های حفاظتی در نمایش آثار موزه‌ای (با تأکید بر مفهوم جدید حفاظت)</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1189.html</link>
      <description>در ادبیات حفاظت مجموعه مطالعاتی منتشر شده‌ که ناظر بر ارزیابی مجموعه عوامل دخیل در انتخاب مناسب‌ترین راه برای رفتار با شیء در یک لحظه از زمان است. در این دست از مطالعات تمامی متغیرها، حول محور سلامت شیء و ارزش‌های آن تعریف می‌شود. این در حالی است که وقتی از موزه و نمایش موزه‌ای سخن به‌میان می‌آید، تغییری اساسی در جایگاه &amp;amp;laquo;حفاظت&amp;amp;raquo; ایجاد می‌شود و حفاظت به جای قدرت اصلیِ تصمیم‌گیرنده، خود در حد و اندازه‌های یک متغیر، در کنار سایر متغیرهای مطرح در بافت موزه ظاهر می شود. در چنین شرایطی، به مفهومی به نام تصمیم‌گیری نیاز داریم؛ اما تصمیم‌گیری دربارۀ بهترین راهکارِ حفاظت از شیء، در شرایطی که تنها تصمیم‌گیرنده، حفاظت‌گر و تنها هدف، سلامت شیء نیست. هدف از این مقاله تبیین جایگاه تصمیم‌گیری و اولویت‌بندی در تعارض میان اهداف حفاظت و نمایش در موزه با تکیه بر تعاریف جدید حفاظت و رویکردهای تازه به امر حفاظت در موزه است. این پژوهش با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا، از طریق مرور مطالعات پیشین انجام می‌شود. نویسنده از طریق تحلیل پژوهش‌های انجام‌شده در دو حوزه: 1) تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی در حفاظت؛ و 2) تصمیم‌گیری‌های حفاظتی در موزه، بر آن است تا پاسخ دو پرسش اساسی را بیابد: در فرآیند برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری در حفاظت، چه عواملی در اقدام نهایی برای حفاظت از شیء دخیل هستند؟ تصمیم‌گیری چگونه می‌تواند پاسخ‌گوی تعارض میان اهداف نمایش و حفاظت در یک موزه باشد؟ یافته‌های پژوهش حاکی از ورود رویکردهای مدیریتی از جمله مدیریت خطر، مدل‌هایی چون درختوارۀ تصمیم‌گیری، و مدیریت ابهام به حوزۀ حفاظت است تا بتوان به مدد آن در میان عوامل و متغیرهای متعدد دخیل در این فرآیند اولویت‌بندی کرد. از سویی، در پاسخ به چالش میان نمایش و حفاظت، راهکار اولیه بازنگری تعاریف و جایگاه‌ها و ایجاد توازن میان اهداف دو حوزه و مؤثرترین راهکار، تأکید بر کار گروهی در موزه است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین مفهوم خوانایی برمبنای نظریه‌های ادراک و دریافت در سیر حفاظت و مرمت آثار هنری</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1188.html</link>
      <description>آثار هنریِ دارای ارزش تاریخی و فرهنگی، نیازمند حفاظت و مرمت هستند. اما چگونگی حفاظت و مرمت این‌گونه آثار همواره نزد صاحب‌نظران حوزه‌ی حفاظت و مرمت، مورد بحث بوده است. از همین رو با توجه به دیدگاه‌های متفاوت نسبت به حفاظت و مرمت آثار هنری و تکامل این دیدگاه‌ها در سیر زمان، باید اصول اولیه‌ای را مبنای اقدامات حفاظتی و مرمتی قرار داد. این مقاله، که به روش تفسیری-تحلیلی نوشته شده، به تشریح معنا و مفهوم نظریه‌ی هرمنوتیک می‌پردازد که برای خوانش متون، جنبه‌ای فلسفی دارد. از همین رو، برخی از دیدگاه‌های نظریه‌پردازانِ آن از جمله شلایرماخر، دیلتای، هایدگر و گادامر را بیان می‌کند و قصد دارد به‌ منظور تبیین مفهوم اصل خوانایی در سیر حفاظت و مرمت آثار هنری، ارتباط آن را با نظریه‌های ادراک و دریافت، و نیز با توجه به برخی دیدگاه‌ های فلاسفه بزرگ ایرانی&amp;amp;ndash;اسلامی در حوزه شناخت و درک معانی و دستیابی به ماهیت و حقیقت مستتر در اثر، بررسی کند. همچنین، بررسی آرای صاحب‌نظران و اندیشمندان در حوزه‌ی حفاظت و مرمت که نقدی برحفظ اصالت، مقصود هنرمند اولیه و حقیقت باطنی اثر را دارد از دیگر هدف‌های این پژوهش به شمار می‌رود.از نتایج حاصل شده در این پژوهش با توجه به مقوله‌ی احترام به قصد و نیت هنرمند خالق اثر، اصالت، زیبایی‌شناسی و حفاظت از ارزش‌های تاریخی و فرهنگی، در حقیقت می‌توان یکی از اصلی‌ترین وظایف حفاظت مرمتگر در مسیر پر چالش حفاظت و مرمت آثار تاریخی &amp;amp;ndash;هنری را استفاده از ابزار تفسیر اثر هنری به‌منظور خواناتر کردن آن برای مخاطب دانست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی گلیسیرین در برابر رشد قارچ‌ها برای نرم کردن چرم‌های تاریخی با استفاده از مشاهدات بصری و میکروسکوپی</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1206.html</link>
      <description>روش درمانی گلیسیرین (گلیسرول) به‌عنوان راه درمانی موفقیت‌آمیزی برای نرم کردن چرم‌های تاریخی شناخته می شود که اهمیت موضوع ارزیابی ویژگی های گلیسیرین پس از گذشت زمان را، امری ضروری و دوچندان می‌کند. از این‌رو نمونه‌های چرمی به‌صورت خالص و همراه گلیسیرین در نظر بررسی شدند تا مشخصات داخلی و خارجی آنها در فرآیند پیرسازی شده با دستگاه انکوباتور، در دو مرحلۀ شمارش کلنی‌های قارچ و میکروسکوپ الکترونی روبشی نشر میدانی بررسی گردد. فرآیند پیرسازی مطابق با استاندارد 10195:2018 انجام پذیرفت. گلیسیرین مورد نظر از آزمایشگاه حفاظت و مرمت دانشگاه هنر تهران و چرم مورد مطالعه برای انجام آزمایش‌ها از پوست دباغی‌شده بز، به‌روش شیمیایی از بازار چرم مشهد، تهیه شد. نمونه‌برداری، تهیه و آماده‌سازی چرم‌های مطالعاتی مطابق استانداردهای 14930:2012 و 4048:2018انجام شد. در نهایت، آسیب‌های بیشتر نمونه‌های چرمی در مقایسه با نمونه‌های چرم خالص، به‌خاطر وجود گلیسیرین در آنها، مشاهده گردید که بررسی تصاویر مورفولوژی سطوح و مکانیزم اصلی سایش، میکروترک‌ها و میکروحفرات ایجاد ‌شده بر اثر خوردگی بین‌دانه‌ای و سایشی را نشان می‌دهد، درنتیجه پارگی الیاف کلاژن رخ داده است و در نهایت منجر به کوتاه شدن آنها بر اثر شکسته‌شدن پیوندهای درون الیاف، شده است. این مسائل پس از فرآیند پیرسازی موجب افزایش میکروحفرات و میکروترک‌ها، رشد خوردگی‌ها و دوباره کوتاه شدن الیاف چرم، شده است. بنابراین می‌توان گفت در نمونۀ پیرسازی‌شده، میزان شکستگی بیشتری در الیاف مشاهده می‌شود، این موضوع نشان‌دهندۀ تخریب الیاف به‌علت فرآیند اکسیداسیون و هیدرولیز در نتیجۀ فرسایش شیمیایی است. در نتیجه می‌توان گفت، مشاهدات بصری و میکروسکوپی اطلاعات جدیدتری را جهت رفع مشکلات حاصل از گلیسیرین ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی عوامل مؤثر بر حفظ ارزش‌های نمادین ارسی‌ها در فرآیند حفاظت و مرمت</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1264.html</link>
      <description>توجه و تلاش در جهت حفظ ارزش‌های نمادین ارسی‌ها، ضرورت تبیین نظام مدیریتی مناسب و ارزش‌ مدار برای صیانت از آنها را روشن می‌سازد؛ نظام گویایی که الگویی مناسب در اختیار متولیان میراث ‌فرهنگی و فعالان حوزه حفاظت و مرمت قرار داده و امکان تشخیص راهکاری شایسته را فراهم می‌آورد. تنها در قالب چنین نظامی است که می‌توان به سودمندی راهکارهای حفاظتی مطمئن بود و از بروز اشتباهات فاحش که موجب انحطاط و یا دگرگونی پیام اثر و تبدیل آن به شئ تزیینی صرف خواهد شد، پیش‌ گیری نمود. این نوشتار با هدف توجه و حفظ ارزش‌های نمادین ارسی‌ها و پرهیز از تغییر آنها در فرایند حفاظت و مرمت و پاسخ به این پرسش‌ اساسی که چه معیارهایی را در تطبیق‌ پذیری سازگار ارسی‌ها با عملکردهای جدید بناهای تاریخی باید مدنظر قرار داد، در پژوهشی کیفی به شیوه توصیفی &amp;amp;ndash; تحلیلی صورت گرفته‌است. در این راستا با جستجوی منابع کتابخانه‌ای، مکتوبات علمی و مطالعات میدانی به گردآوری داده‌ها پرداخته و با تطبیق نتایج به‌ دست آمده، بازشناسی عوامل زمینه‌ ساز و تبیین ارزش‌های نمادین ارسی‌ها تحقق پذیرفت. سپس، جهت حفظ ارزش‌های نمادین ارسی‌ها و برقراری ارتباط دو سویه میان مخاطب و اثر که منجر به ایجاد تجربه ادراکی حقیقی از فضایی تاریخی برای مخاطب حال و آینده خواهد شد، با رویکرد به فضای درونی در تداوم عملکرد بناهای تاریخی، تأکید بر جنبه‌ های ناملموس ارسی‌ها، حفظ روح مکان در عملیات سازگارسازی، تناسب میان دکوراسیون داخلی و عملکرد اصیل فضا با مبلمان، ویترین‌ها و دیگر عناصر به عنوان راهکارهایی مفید پیشنهاد گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی خوانایی در کاغذهای تاریخی درمان شده با نانو تکنولوژی، مطالعه موردی: بررسی زردی کاغذهای تاریخی اسیدزدایی شده با نانوهیدروکسید کلسیم در ایزوپروپانول</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1241.html</link>
      <description>خوانایی به معنای توانایی فهم و تفسیر آسان و صحیح اثر هنری است. خوانایی در آثار هنری نشان دهنده واضح بودن و درک‌پذیری آنها است و می‌تواند تاثیرگذاری و ارتباط عمیق‌تری با تماشاگران ایجاد کند. خوانایی در آثار تاریخی دارای دو جنبه جنبه مادی و جنبه معنوی می‌باشد. جنبه مادی، مرتبط با ساختار و اجزای تشکیل‌دهنده اثر است که با آزمایش‌های فیزیکی، شیمیایی و مطالعات فنی می‌توان به این ویژگی‌ها پی برد و جنبه معنوی درواقع دربردارنده‌ معنا، ارزش‌‌‌های فرهنگی و اجتماعی و زیبایی‌شناسی ودیگر شاخصه‌های غیر ملموس اثر می‌باشد. اسیدی شدن یکی از عوامل موثر در زوال، زردی و کاهش خوانایی مادی کاغذهای تاریخی است. به منظور بررسی جنبه مادی خوانایی پس از درمان‌ بایستی عوامل متعددی مانند چروکیدگی، تغییرات نامناسب در روشنایی و رنگ و زوال کاغذهای تاریخی ناشی از درمان بررسی شود. با توجه به این که زردی یکی از عوامل مهم در کاهش خوانایی مادی آثار تاریخی است، در این پژوهش به بررسی خوانایی در کاغذهای واتمن و تاریخی اسیدزدایی شده با سه محلول هیدروکسید کلسیم در آب، نانو هیدروکسید کلسیم در ایزوپروپانول و هیدروکسید کلسیم در ایزوپروپانول با غلظت ppm ۱۰۰۰ ( ۱/۰ درصد) پرداخته شده است. نمونه های آزمون به روش اس&amp;amp;zwj;پری با سه محلول اسیدزدای مطرح شده اسیدزدایی شدند. نتایج آزمایشات پس از پیر‌سازی تسریع شده( ۴۷۰۶ ISIRI ) و اندازه گیری زردی با دستگاه گونیو اسپکتروفتومتر نشان می‌دهد نانو هیدروکسیدکلسیم در ایزوپروپانول نسبت به دو اسیدزدای دیگر زردی کمتری را نشان می‌دهد و در حفظ خوانایی کاغذهای تاریخی موثرتر و کاراتر است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>کارکردهای موزه در اعمال قدرت نرم</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1457.html</link>
      <description>چکیده ماهیت سیاسی موزه‌ها نشان از نقشی است که می‌توانند در اعمال قدرت نرم ایفا کنند. &amp;amp;laquo;موزه‌ها که از همان ابتدای تأسیس خود با حمایت قدرتمندان و سیاستمداران تأسیس و توسعه یافته‌اند؛ رفته رفته علاوه بر نقش حفاظت و نگهداری بر کارکردهای دیگری از جمله مسائل اجتماعی و جریانات سیاسی مانند حقوق زنان، برابری، موضوعات بشردوستانه و... نیز توجه نشان دادند&amp;amp;raquo; (رسولی، 1395). علاوه بر آن فرصتی برای سیاستمداران و دولتمردان فراهم شد تا از قدرت موزه به عنوان ابزای در جهت بیان اهداف و برنامه‌های خود بهره‌‌مند شوند. همچنین در تلاش‌اند با کمک موزه‌ها، موضع‌گیری‌های سیاسی خود را به نمایش‌ بگذارند. از این رو در سال‌های اخیر تأسیس موزه‌هایی با رویکردهای سیاسی افزایش یافته است.این پژوهش که با روش توصیفی تحلیلی و جمع‌آوری داده‌ها به صورت کتابخانه‌ای انجام شده، در پی آن است تا ضمن نشان دادن ماهیت سیاسی موزه‌ها، به مؤلفه‌های موزه به عنوان یکی از مراکز فرهنگی مهم و تأثیرگذار در مسائل اجتماعی و جریانات سیاسی تأکید کند و به این پرسش پاسخ دهد که موزه‌‌ها چه نقشی در اعمال قدرت نرم بر عهده دارند و چگونه می‌توان از موزه در راستای بهبود روابط ملی و بین‌المللی در سایۀ سیاست فرهنگی بهره‌مند شد.بررسی‌ها در موزه‌های ایران نیز نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر به نقش سیاسی موزه‌ها توجه شده است اما این توجه تنها در تأسیس موزه‌هایی با موضوعات سیاسی بوده است و کمتر بر رویکردهای دیگر موزه‌ها و توانایی آنان در نفوذ و تأثیرگذاری بر مسائل ملی و بین‌المللی تأکید شده است. کلمات کلیدی: توسعۀ فرهنگی، سیاست فرهنگی، قدرت نرم، موزه‌ها</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین نقش و جایگاه مردم در حفاظت از میراث فرهنگی در گذر زمان براساس اسناد بین‌المللی</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1170.html</link>
      <description>حفاظت از میراث فرهنگی یکی از گام‌های توســعه پایدار محلی است که اساس آن شناسایی منابع محلی از طریق فرآیندهای مشارکتی است. مردم جزء جدا نشدنی از میراث فرهنگی و به تبع آن حفاظت و مرمت هستند. در این مقاله سعی شده است تا به رابطه بین مردم و میراث فرهنگی و از طرفی نقش و جایگاه مردم در حفاظت از میراث فرهنگی پرداخته شود. برای این منظور از روش کیفی (تحلیل محتوا) استفاده شده است و اسناد بین‌المللی حوزه حفاظت و مرمت از سال 1931 م. یعنی منشور آتن تا سال 2020م. بررسی شده است. مبحث اصلی در این مقاله مشارکت مردم و مداخله آنها در حفاظت و مرمت بوده است، به این منظور تمامی اسناد بین‌المللی به صورت کلی و جزئی بررسی و تحلیل شد و مفاهیم مرتبط با این موضوع استخراج شده است. جهت مطالعه عمیق‌تر در این زمینه مفاهیم و مؤلفه‌های استخراج شده با بررسی متن اسناد یاد شده در موارد مختلف از مشارکت و مداخله مردم طبقه بندی شده است. جهت تبیین موضوع، روند تغییرات در این مفاهیم و تشابه و تفاوت رویکردها به طور کلی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان می‌دهد که به مردم و نقش آنها در مرمت از ابتدایی‌ترین منشورها، توجه شده است و مفاهیمی همچون دسترسی عمومی، آگاهی‌رسانی و آموزش به مردم نسبت به اهمیت حفاظت از میراث فرهنگی، ترغیب به حمایت از آثار تاریخی و مشارکت مردم بومی در حفاظت، در بیشتر اسناد بین‌المللی وجود دارد و موضوع مشترک بیشتر این اسناد است. همچنین با گذشت زمان رویکردهای جدیدی در این حوزه وارد شده است که علاوه بر موارد فوق‌الذکر، مفاهیم و رویکردهایی همچون توسعه پایدار در گرو مشارکت مردم، اهمیت میراث برای انسجام اجتماعی، جای دادن مردم در متن سیاست‌ها و پروژه‌ها، حفاظت فراگیر، قرار دادن مردم در کانون گفتمان فرهنگی، حفاظت جامعه محور و تفویض اختیارات به ساکنان محلی و گفتگوی بین فرهنگی، از جمله این موارد است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی ضعف تکنیکی به عنوان عامل جدا شدن لایه‌های رنگ از بستر در نقاشی قهوه‌خانه‌ای اثر ابوالقاسم اصفهانی</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1232.html</link>
      <description>نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای از جمله آثاری هستند که نسبت به سایر نقاشی‌های رنگ‌ روغن، بیشترین آسیب را متحمل شده‌اند و یکی از دلایل این آسیب‌ها کمبود دانش نقاش از نحوۀ ساخت اثر و ترکیب مواد است. هدف از نگارش این مقاله شناسایی ضعف‌های تکنیکی در نقاشی رنگ‌ روغن به سبک قهوه‌خانه‌ای اثر ابوالقاسم اصفهانی و پاسخ به دو پرسش است که چرا آثار رنگ‌روغن روی بوم به سبک قهوه‌خانه‌ای بیشتر از سایر آثار روغنی تخریب شده‌اند؟ و مهمترین ضعف‌های تکنیکی در تابلوی داستان مباهله (اثر ابوالقاسم اصفهانی) کدام‌اند؟‌ روش پژوهش در این مقاله استفاده از روش‌های آنالیز دستگاهی برای شناسایی اجزای تشکیل‌دهندۀ نقاشی است که در این بین از مطالعات کتابخانه‌ای و میدانی نیز برای رسیدن به هدف استفاده شده است. آنالیزهای دستگاهی همچون طیف‌سنج زیر قرمز تبدیل فوریه (FTIR)، طیف‌سنجی فلورسانس اشعۀ ایکس (XRF)، میکروسکوپ پولاریزه با نور قطبی (PLM) و دستگاه میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به تجزیه پاشندگی پرتوی ایکس (SEM-EDS) از جمله روش‌های به کار رفته در این پژوهش است. نقاشی‌های قهوه‌خانه‌ای دارای تکنیک رنگ‌روغن بوده که توسط هنرمندان مکتب‌ندیده و به صورت خودآموز (ابتکاری) خلق شده‌اند در نتیجه یکی از آسیب‌هایی که این نقاشی‌ها می‌توانند متحمل آن باشند، ضعف تکنیکی ناشی از عدم آگاهی هنرمند از نحوه ترکیب و ساخت مواد با هم است (چنانچه این عامل در تابلوی مباهله، منجر به جدایی سطوح فراوان رنگ از بستر و حتی از تکیه‌گاه شده است). در این پژوهش ابتدا رنگدانه‌های آبی و سبز که متحمل بیشترین آسیب بودند، شناسایی شدند و سپس تکیه‌گاه و بستر تابلو بررسی شد. این تابلو دارای چهار لایۀ تکیه‌گاه، بستر، رنگ و ورنی بوده که الیاف تکیه‌گاه از نوع پنبه و لایۀ بستر ترکیبی از گچ و رنگدانه‌های حاوی سرب (سرنج (Pb3O4) و سفید سرب (2PbCO3.Pb(OH)2)) می‌باشد. همچنین هنرمند برای رنگ‌گذاری طیف‌های آبی رنگ از آبی پروس (Fe4(Fe[CN]6)3) و سفید سرب استفاده نموده و برای رنگ سبز، آبی پروس را با زرد کروم (2PbSO4.PbCrO4 و یا PbCrO4) ترکیب نموده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فن شناسی" بادبزن چینی" متعلق به موزه مقدم با آنالیزهای دستگاهی</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1171.html</link>
      <description>یکی از روش های احترام به هنر و فرهنگ هر ملتی در حوزه حفاظت و مرمت، مطالعه روی نمونه آثار هنری و پاسداشت آن است. نمونه"بادبزن چینی" به شماره ثبت 750 از مجموعه بادبزن های موزه مقدم به دلیل شرایط نامناسب نگهداری ضرورت مطالعه فن شناسانه برای انجام کار پژوهشی را ایجاب کرد. هدف پژوهش، معرفی و فن شناسی ساختار و مواد به‌کار رفته در اثر با روش‌های محدود آزمایشگاهی قابل تایید از سوی موزه مقدم جهت آسیب کمتر به اثر و مطالعه تطبیقی با سایر آثار مشابه در دیگر موزه های دنیا است.مقاله با روش مطالعات توصیفی _ تطبیقی و تحلیل نتایج XRFپرتابل برای بررسی کیفی رنگدانه ها،PLM برای بررسی کاغذ، الیاف پارچه، چوب و تکنیکFTIR برای شناسایی رنگدانه آبی و لاک دسته بادبزن استفاده شد. نتایج مطالعات تطبیقی نشان داد این بادبزن‌ها در سال های 1825تا 1870م. در ناحیه کانتون در جنوب چین ساخته می‌شد و به مرور به کشورهای غربی صادر شد. طبق مشاهدات صورت گرفته روی اثر و استفاده از نرم افزار کامپیوتری فوتو شاپ CS5، پره بادبزن به‌صورت تاشو روی دنده های فلزی قرار گرفته است که با دسته چوبی بادبزن منسجم شده است. پالت هنرمند: سفید سرب، سیاه دوده و اکسید آهن، زرد زرنیخ، شنگرف، لاجورد، سفید سرب ترکیب با سرنج، آلیاژ طلا و نقره و مس در نقوش طلایی تشخیص داده شد. کنف و کتان در کاغذ، بامبو برای دسته چوبی، ابریشم برای پارچه و لاک دسته بادبزن اوروشی شناسایی شد، همچنین از قطعات عاج برای صورت نقوش انسانی استفاده شد. همچنین برای مشاهده زیرطرح ها در نقاشی پره بادبزن از عکاسی مادون قرمز استفاده شد و زیرطرحی مشاهده نشد</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی سطحی فیلامنت‌های مرسوم چاپگر سه‌بعدی (FDM) برای استفاده در مرمت آثار تاریخی</title>
      <link>https://iranamc.journal.art.ac.ir/article_1270.html</link>
      <description>هدف این مقاله استفاده از کاربرد فناوری موجود فیلامنت‌های چاپگر سه‌بعدی رسوب مذاب (FDM) در حوزه‌ مرمت آثار تاریخی برای استفاده در بخش‌های مفقودی آثار تاریخی و ساخت مولاژ به صورت موقت در موزه‌ها است. در راستای انتخاب فیلامنت مناسب، 4 نمونه فیلامنت پلی لاکتیک اسید (PLA)، اکریلونیتریل بوتادین استایرن (ABS)، پلی‌آمید (PA) و پلی‌اتیلن تری‌فتالات گلیکول (PETG) که در بازار کنونی ایران موجود هستند، جهت انجام آزمایش‌های پیرسازی اشعۀ فرابنفش (UV) و ارزیابی تغییرات رنگی و ساختاری در سطح، انتخاب شدند. از نمونه فیلامنت‌ها قبل از نمونه سازی، آنالیز طیف‌سنج مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) جهت شناسایی ساختار هر کدام از مواد پلیمری گرفته شد و بعد از نمونه‌سازی و قبل از قرارگیری در معرض اشعۀ فرابنفش (UV) رنگ‌سنجی انجام گرفت. پیرسازی به مدت 288 ساعت، و هر 72 ساعت یک‌بار رنگ‌سنجی انجام گرفت. نتایج حاصل از ارزیابی رنگی قبل و بعد از پیرسازی نشانگر این بود که پلی لاکتیک اسید (PLA) کمترین و اکریلونیتریل بوتادین استایرن (ABS) بیشترین تغییرات سطحی رنگ را داشته است. همچنین بعد از پیرسازی اشعۀ فرابنفش (UV) جهت بررسی تخریب‌های سطحی انجام‌شده در ساختار هرکدام از فیلامنت‌ها، آنالیز طیف‌سنج مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) گرفته شد. نتایج حاصل بر این است که در ساختار تمامی نمونه‌ها به‌جز پلی آمید (PA) پیک کربونیل ایجادشده است. پیشنهادهایی که می‌توان برای مطالعات آینده داد، بررسی و ارزیابی فیلامنت‌های دیگر چاپگر FDM و مواد اولیه چاپگرهای سه‌بعدی (SLA، PolyJet و...) و انتخاب بهترین موادی که سازگاری مناسب با اشیاء دارای مفقودی و شرایط محیطی آن را داشته باشند، است. مطالعه بر روی چگونگی چسبندگی و بکارگیری مواد پلیمری بر روی آثار تاریخی از دیگر موارد پیشنهادی است. در این مقاله بر اساس محدودیت های موجود تنها از 4 فیلامنت پر مصرف و چاپگر‌ موجود در بازار تبریز استفاده شده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
